خبرنگاران میراث، میراث خبرنگار

نمی دانم از اهالی مسئول سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کسی این متن را می خواند و یا خیر؟ در هر صورت فرقی نمی کند چون باز می دانم در اصل ماجرا توفیری نخواهد کرد.
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به عنوان یکی از سازمان های دولتی که می تواند در مورد معرفی میراث ایرانیان در هر گوشه جهان نقش عمده ای ایفا کند اکنون مجالی شده است برای جوابیه های متعدد در مورد صحت و سقم اخبار منتشره علیه این سازمان که هر روزه مانند سیلی در رسانه های مختلف درج می شود اخباری که حس می شود بی گمان در آینده ای نه چندان بیشتر هم خواهد شد.
نه ...نمی خواهم در این مجال به اخبار منفی رسانه های داخلی در مورد حضور رییس این سازمان در مجلس رقص رقاصه ای ترک اشاره کنم و یا حتی بخواهم به نقل از اسفندیار مشایی بگویم که او آیا گفته است که زنان و مردان می توانند با مایو در کنار ساحل بخوابند و یا نخوابند ... اصلآ نه ..به نظر من اینها هیچ کدام خبر نیستند بلکه شبه اخباری هستند که بیچاره خبرنگار ناراضی از مدیریت کلان و شاید خرد این سازمان می خواهد به هر نحو از خود ابراز میکند ... اصلآ چه فرقی می کند این اخبار که این روزها بسیاری به آن دامن می زنند و حتی رسانه ملی امان نیز در برنامه نگاه یک در بالاترین پوشش رسانه های خود از قول مشایی منتقل کرد منتشر شود و یا خیر اما باید در دیدی واقع بینانه گفت که تمامی این اخبار نشانه ای از بی اطلاعی خبرنگارانی است که در این حوزه کار می کنند و بی خبر از اتفاقات درشت تر خود را به دانه ای گندم سیر کرده اند و هیچ صدایی هم از ایشان بلند نمی شود.
بیایید ساده تر سخن بگوییم نمی دانم چند در صد از کسانی که این مطلب را می خوانند از اهالی ارتباطات بوده و چند صباحی را در یک رسانه –به عنوان مثال یک روزنامه داخلی و حتی یک شبکه تلویزیونی- به فعالیت پرداخته اند.اما در هر صورت شفاف اگر بخواهیم سخن بگوییم هیچ رسانه ای این روزها برای پوشش برنامه های معرفی جاذبه های گردشگری داخلی – خارجی ها پیشکش بماند- خبرنگاری را به سفرهای حتی کوتاه بین شهری نمی فرستد... حساب کنید کدام روزنامه می تواند هر هفته برای پر شدن صفحه ای از خود به خبرنگار حوزه میراث فرهنگی و گردشگری هزینه های اقامت، اسکان، بلیط و بسیاری از هزینه های دیگر را بدهد تا گزارشی نمی دانم در مورد فلان جاذبه گردشگری و یا فلان ابنیه تاریخی تهیه کند....مشکل کجاست؟
یادم می آید در زمان تصدی سید محمد بهشتی بر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و یا حتی حسین مرعشی بر این سازمان بسیاری از خبرنگاران این حوزه از این موضوع نالان بودند که رانت موجود در سازمان باعث می شود تا خبرنگاران ویژه ای از خبرگزاری ویژه تری که آن روزها تازه نیز جان گرفته بود و در حاشیه حضورش در دنیای ارتباطات حرف و حدیث های مالی بسیاری نی زبه دنبال خویش یدک می کشید از سفر های رسانه ای این سازمان استفاده کنند و یا حتی این موضوع تا جایی پیش رفت که بسیاری از خبرنگاران در اولین نشست رسانه ای رحیم مشایی به آگاهی و یا غیره این موضوع را فریاد بزنند که رانت سازمان چرا باید برای خبرنگاران خاصی باشد....اما اکنون چه؟
به نظر شما اداره کل روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به عنوان متولی اصلی آشنایی خبرنگاران حوزه گردشگری و میراث فرهنگی چه نقشی را می تواند ایفا کند.بیایید راحت تر از اینها حرف بزنیم خودتان این این خبر را بخوانید تا همه چیز دستتان بیاید : براساس یک خبر در گوشی رییس اداره کل روابط عمومی و بین الملل میراث فرهنگی و گردشگری با نامه ای از رییس این سازمان خواسته تا تمامی ارتباطات رسانه ای خبرنگاران در این سازمان با ادارات مختلف این سازمان از دریچه این اداره کل پیگیری شود.
حالا این خبردر گوشی را باز بخوانید که دختر یکی از آقایان مدیر!! چندین صباح را به عنوان خبرنگار رسانه ای ایرانی در کشوری اروپایی به سر برده و حال پس از گذشت چندین وقت سفارت کشور متبوع نامه ای را به این سازمان فرستاده که ایها الناس خانم خبرنگارتان کجاست که می خواهیم مطالب درج شده ایشان در رسانه های ایرانی را برای کشور متبوع خود ارسال کنیم و الخ.
با این حساب فکر نمی کنید خبرنگاران حوزه میراث فرهنگی و گردشگری در ایران کارشان بسیار متفاوت از آنچیزی است که برای ایشان در دنیا تعریف شده است؟

