تبليغاتX
وب‌نوشت‌هاي مهدي نورعليشاهي

دوشنبه دوم اردیبهشت 1387

آنها ميراث فرهنگي را گاز مي‌گيرند

سال گذشته در همين روزها زني فرانسوي به خاطر بوسه زدن روي يك نقاشي نفيس كه در موزه‌اي در اين كشور به نمايش درآمده بود به زندان محكوم شد. ماجرا از آن قرار بود كه اين زن به گفته خودش آنچنان واله و شيداي اين اثر هنري شده بود كه به عقيده خودش اين كار وي كه مواد آرايشي روي لبش روي اين تابلو بماند بر اهميت اين تابلو افزوده است.
اين زن نمي‌دانست كه او از بيماري مهلكي (البته نه براي خودش بلكه براي آثار تاريخي و هنري)‌ رنج مي‌برد كه نامش ونداليسم است.

اين بيماري هرچند كه با سطح دانش و آگاهي عمومي جامعه نسبت به تخريب اموال عمومي همراه است، اما اين نمونه بخوبي نشان داد كه ونداليسم، كشور جهان اول، دوم و سوم نمي‌شناسد. بيماري‌اي است جهاني كه نه جنسيت مي‌شناسد و نه هيچ چيز ديگري.

آثار تاريخي كشورمان ايران اما به چه ميزان از گزند وندال‌ها در امان مانده است، بايد به صراحت اذعان داشت كه كشورمان با توجه به حجم انبوه آثار تاريخي و از سويي حضور بي‌شمار گردشگران (و ايضا در كنار ايشان وندال‌ها) از اين مهم در امان نبوده‌اند.

اگر اين روزها سفري كوتاه به يك اثر تاريخي برويد بخوبي مي‌توانيد به اين مهم واقف شويد كه اكنون وندال‌ها چگونه همچون ماري آثار تاريخي ايران را در آغوش گرفته‌اند.
از سويي آثاري تاريخي براي آن كه امروز نام يك اثر تاريخي را به خود بگيرند، سال‌هاي زيادي را طي مسير كرده‌اند و در اين ميان حساب كنيد اگر در هر دوره تاريخي يك وندال هم پيدا مي‌شد تا يك آسيبي هرچند كوچك به اين اثر تاريخي وارد كند ديگر اكنون مي‌توانستيم نام يك اثر تاريخي را بر آن اثر بگذاريم يا خير.

ورود به محوطه تاريخي ممنوع‌

با حجم گسترده و روزافزون مسافران و گردشگران فرهنگي (cultural tourism) كه مقصد اكثر ايشان ديدار و بازديد از محوطه‌هاي تاريخي و باستاني است و از سويي ديگر حجم فراوان درآمدزايي از حوزه گردشگري كه اين روزها اقتصاد برخي از كشورها بر پايه اين موضوع استوار شده، ديگر نمي‌توان به اين موضوع حتي فكر هم كرد كه آيا بايد سفر كرد يا خير.

سفر كردن در زمان كنوني ديگر يك بخش لاينفك از زندگي روزمره آدم‌ها شده است... يك هم‌سفرگي اختياري ميان گردشگر و گردشگرپذير، اما آن كه هر سفري به يك محوطه تاريخي با خود چه مخاطراتي را براي آثار تاريخي به همراه دارد بحث ديگري است.

اين روزها ديگر نمي‌توان از ترس اين كه مبادا يك گردشگر به يك اثر تاريخي آسيب مي‌رساند از قيد سفر كردن گذشت. اصلا صاحبان و متوليان نگهداري و حفاظت از آثار تاريخي به چنين ريسك بزرگي دست نمي‌زنند كه حضور گردشگر را در محوطه‌اي محدود كنند چه رسد به اين كه اصلا گردشگري را در محوطه‌اي تعطيل كنند.

در كنار اين امر اين موضوع  نيز بماند كه اكنون انتقال فرهنگ و مفاهيم فرهنگي هر جامعه بخشي جدانشدني از هر اجتماعي را تشكيل مي‌دهد كه آن جامعه مي‌خواهد با تبليغ داشته‌هاي فرهنگي خويش را به رخ گردشگران داخلي يا خارجي‌اش بكشاند.

هر گردشگر با اولين لحظات ورود به يك محوطه تاريخي و باستاني قسمتي از تاريخ آن محوطه را با خويش همراه مي‌سازد و با آن آشنا مي‌شود. اين موضوع براي گردشگران غيربومي هر كشور اهميت بيشتري دارد و با اولين لحظات ورود به خاك كشور، مقصد گردشگري نياز آشنايي و همراه ساختن فرهنگ كشور مقصد را با خويش دارد.

اين نيز يك واقعيت است كه با اولين تجربه حضور گردشگران در يك محوطه باستاني خواسته يا ناخواسته آسيبي هرچند كوچك به آن محوطه تاريخي وارد مي‌شود، اما آن كه با چه تمهيداتي متوليان ميراث فرهنگي از اين آسيب‌ها جلوگيري كنند، دغدغه‌اي است كه سال‌هاست بر جان مسوولان ميراث فرهنگي هر كشور صاحب آثار و ابنيه تاريخي نشسته است.

تخريبگران فرهنگي‌

ونداليسم در لغت به معناي هرج و مرج‌طلبي ضدشهري و تخريب اموال عمومي است، اما وقتي اين لغت با حاشيه‌اي از ميراث فرهنگي همراه مي‌شود يعني از بين بردن تاريخ. حال اين تخريب از سوي يك بي‌سواد صورت گرفته باشد يا  يك استاد دانشگاه.

براساس تحقيقات، وندال‌ها در يك گروه سني معين واقعند و كودكان، نوجوانان و جوانان بين سنين 10 تا
25 سال بيش از ديگر گروه‌هاي سني به ونداليسم روي مي‌آورند. همچنين موارد ونداليسم در مناطق شهري به مراتب بيش از مناطق روستايي است و غالب وندال‌ها مجرد و از نظر تحصيلي ناموفقند.

اما اصطلاح وندال‌هاي دانشگاهي را بيشتر درخصوص آن دسته از آسيب‌رسانان آثار تاريخي مي‌توان به شمار آورد كه با اطلاع از اين كه مي‌دانند آسيب رساندن به يك اثر تاريخي چه تبعات جبران‌ناپذيري را به همراه دارد، باز هم به تخريب دست مي‌زنند.

متاسفانه يا خوشبختانه بيشتر مشتريان بازديد از آثار و ابنيه تاريخي را دانشجوياني تشكيل مي‌دهند كه خواسته يا ناخواسته براي گذراندن يك اردوي نيم‌روزي يا كوتاه‌مدت به يك محوطه تاريخي سر مي‌زنند.

اما هنرنمايي اين دسته از آسيب‌رسانان  فرهيخته آثار تاريخي(!) تنها به دانشجويان ختم نمي‌شود و در دسته‌اي ديگر اساتيد دانشگاهي را نيز دربر مي‌گيرد. براي مثال اگر به تخت جمشيد سفر كنيد، در گوشه گوشه اين ميراث جاودانه تاريخ ايراني مي‌توانيد بخوبي جاي پاي وندال‌هاي ميراث فرهنگي را كه از قضا اين بار همگي از باستان شناسان تشكيل شده‌اند ببينيند.

در قسمتي از اين بناي جاودانه تاريخي مي‌توان ديوارنوشته‌ها و يادگاري‌هايي كه از سوي باستان‌شناسان دوره‌هاي مختلف كه هر يك به كاوش در اين محوطه تاريخي پرداخته‌اند ديد. اتفاقي كه هر يك به نوعي خواسته‌اند تا لابد با يادگاري نوشتن در اين محوطه تاريخي خود را و نام خود را جاودانه كنند.

حال اين شهوت ماندگاري، نام و رسم از كجا منشا گرفته كه در ميان اين قشر نيز جاي خويش را پيدا كرده بحث ديگري است، اما اين موضوع بخوبي نشان مي‌دهد عامل سواد هرچند يكي از عوامل مهم در عدم بروز اين آسيب اجتماعي است، اما يك واقعيت است كه وندال‌هاي دانشگاهي نيز در اين وانفسا جايي براي خويش باز كرده‌اند.

پليس ابنيه تاريخي... داريم... نداريم؟

به تصور بسياري، اصطلاح ونداليسم در حوزه ميراث فرهنگي تنها به كساني اطلاق مي‌شود كه به آثار تاريخي از طريق نگاشتن يا تخريب‌ها، موضعي يا كلان آسيب مي‌رسانند.اما وندال‌هاي حوزه ميراث فرهنگي مشتمل بر گروه ديگري نيز مي‌شوند كه با حفاري‌ها غيرمجاز در محوطه‌هاي باستاني به اين طريق به اين آثار اسيب مي‌رسانند.

اكنون در ايران يگان ويژه پاسداران ميراث فرهنگي در واقع قرار است همان نقشي را بازي كند كه در سراسر جهان پليس گردشگري آثار تاريخي بازي مي‌كند. اين يگان در واقع در بعدي نيروي ضابط سازمان ميراث فرهنگي در مقابله هر گونه آسيب رساندن به آثار تاريخي است، اما با وجود اين يگان ضابط چرا هر روزه در گوشه گوشه كشور شاهد بروز حفاري‌هاي غيرمجاز سارقان ميراث فرهنگي هستيم نيز در جاي خويش قابل تامل است.

به اين آمار خوب دقت كنيد، در سال 86 نسبت به سال پيشتر 54/31 درصد افزايش تجاوز به نقاط باستاني كشور صورت گرفته است و اين در حالي است كه در همين سال 28 درصد تخريب آثار تاريخي نسبت به سال گذشته آن افزايش داشته است.

از سويي يگان ويژه پاسداران ميراث فرهنگي در همين سال تنها 25/31 درصد افزايش متلاشي كردن باندهاي قاچاق و حفاران غيرمجاز آثار تاريخي را در ايران گزارش داده است، در حالي كه باز در همين سال تنها اين يگان 381 محموله آثار تاريخي را از حفاران غيرمجاز كشف كرده است.

بر همين اساس اين يگان در سال گذشته 126 باند حفاري‌هاي غيرمجاز را متلاشي كرده است و 126 نفر نيز دستگير شده‌اند كه اين آمار با توجه به آمار منتشر نشده و ثبت نشده سازمان ميراث فرهنگي درخصوص حفاران غيرمجاز و آثار سرقت شده، خود نشان‌دهنده درصد بالاي تجاوز به حريم محوطه‌هاي باستاني كشور از سوي حفاران غيرمجاز يا همان وندال‌هاي ميراث فرهنگي است.

اين آسيب اجتماعي در حالي از سوي ايشان رخ مي‌دهد كه اين يگان در بسياري موارد كمبود نيرو و كمبود بودجه را علت اصلي ضعف در مقابله با اين پديده عنوان مي‌كند.

شايد در اين ميان نكته مورد توجه آن باشد كه قانون در برابر اين متجاوزان به ميراث فرهنگي كه جزيي از آسيب‌هاي اجتماعي را تشكيل مي‌دهند در برخي موارد سكوت نموده و در مواردي ديگر با مجازات‌هاي اندك گويي راه را براي سرقت‌هاي آينده ايشان هموار كرده است.

قانون‌گريزي يا بي‌‌قانوني‌

در فصل نهم قانون مجازات اسلامي، از ماده 558 تا ماده‌ 569 در بخش مربوط به تعزيرات به چگونگي مجازات سارقان و تخريب‌گران ميراث فرهنگي پرداخته شده است، اما نكته مهم در اين ميان آن است كه به خاطر ابهام موجود در متن قوانين اولا بسياري از اين قوانين لازم‌الاجرا بودن خود را از دست داده‌اند و ثانيا‌ اين ‌كه در مقابله با جرايم ميراث فرهنگي ميزان جرم با مجازات تناسبي ندارد.

براي شاهد اين مدعا مي‌توان به اين نكته اشاره كرد كه براساس ماده 558 هر كس قسمتي از يك بناي تاريخي را تخريب ‌كند، طبق قانون علاوه بر جبران خسارت، به حبس‌هاي كوتاه‌مدت نيز محكوم مي‌شود.

حال فرض را بر اين بگيريم كه يك آسيب‌رسان آثار تاريخي به قسمتي از يك بناي مهم تاريخي همچون تخت جمشيد تخطي كرده و به آن آسيب رساند، با توجه به اين مساله آيا جبران خسارت بنايي با اين قدمت ممكن است و از سويي جالب‌تر آن است كه براساس اين قانون حداكثر جرمي كه براي وي در نظر گرفته مي‌شود اين است كه وي با جبران خسارت به حبسي كوتاه‌مدت نيز محكوم شود!خلاء قانوني درباره خريد، فروش و نگهداري آثار تاريخي در ايران آنقدر اين روزها عميق شده است كه اكنون همه مجرمان ميراث فرهنگي مي‌دانند قانون براي جرم ايشان در انتها غرامتي اندك و شايد حتي مجازاتي اندك‌تر در نظر گرفته است. شايد اكنون نو شدن قوانين موجود تنها راه‌حل عبور از اين بحران باشد.

آموزش، راه گريز از آسيب‌

در بسياري از كشورهاي اروپايي،كودكان درسي با عنوان آموزش محافظت و آشنايي با ميراث فرهنگي دارند كه در كنار آموزش، به محافظت از آثار تاريخي پرورش نيز مي‌يابند.

گذشته از اين، براي هر جامعه‌اي مهم است كه نسل جوان آن با پيشينه كشورش آشنا شود. پس چرا با وجود آن‌كه ايران از تمدني چند هزار ساله بهره مي‌برد، تاكنون براي آموزش عمومي ميراث فرهنگي، گردشگري، صنايع‌ دستي و گردشگري در مدارس و دانشگاه‌هاي كشور طرحي داده نشده است؟

هر چند اواخر سال گذشته طرحي با همين مضمون از سوي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع ‌دستي و گردشگري كشور به آموزش و پرورش ارائه شد تا اين موضوع در بازنگري كتاب‌هاي درسي مورد استفاده قرار گيرد، اما آن‌ كه اين طرح چه زمان و با چه مضمون به سرانجام برسد، بحث ديگري است كه نشان از تاخيري چند ساله در اين حوزه دارد.

شايد سوال اساسي در اين ميان آن باشد كه براي جلوگيري از آسيب رساندن به آثار تاريخي به چه ميزان آشنايي با تاريخ و جاذبه‌هاي طبيعي و گردشگري ايران براي قشر جوان مهم است.

+ 12:44 مهدی.