آدابسحوري چه ميدانند اين آدمهايي از جنس آينده. اصلا برايشان فرقي هم
داردكه لذت شنيدن دعاي
سحر آن هم با راديويي كه چشمان مضطرب پيرزني به آندوخته شده چه طعمي دارد.
اصلاميدانند راديو تهران روي چه موجي دعاي
سحر ميخواند و اصلا ميدانندتركيب خلسه خواب آشفته نيمه شبي با طعم غذاي گرم شده روي چراغ سه فتيلهاييعني چه؟
+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت
12:45 |
مگه خبرنگاران مشكل دارند؟
شايد مهمترين دغدغه هاي شغل خبرنگاري را در دوران
كنوني بتوان در اين امر دانست كه مديريت رسانه ها بر عهده افرادي گمارده شده است
كه از جنس رسانه و از اهالي مطبوعات نيستند.
اين مديريت غير رسانه اي از سويي به جنس كار كه جنسي
نيازمند كنش هاي رسانه اي در برابر رفتار علمي رسانه اي است لطمه وارد مي سازد و
در اين ميان اين مديران غير رسانه اي با به خدمت گرفتن افرادي كه در اين حوزه بيشتر
سياسيون رسانه اي هستند و نه روزنامه نگاران سياسي يا فرهنگي و اجتماعي باعث مي
شوند كه شخصيت كار رسانه ها در حد چشم انداز اين افراد پايين بيايد.
+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت
13:7 |
روز دوستي، همين
عجب دنيايي دارند اين آدم هاي
آنور آبي .اصلآ اين كفار بلادين!! انگار سرشان درد مي كند كه يه جوري شاد باشند.
يا حداقل خودشان را شاد نشان دهند. نمونه اش همين امروز (یعنی اولین یکشنبه ماه آگوست) كه روز جهاني دوستي است.
تصورم بر اين است كه اين روز مقداري فرق مي كند با ولنتاين بازي و از اين حرفا.
شايد يك دوز پايين تر است اين درجه حساسيت دوستي. آنقدر ها هم داغ نيست اما به هر
حال روز جهاني دوستي است ديگر.
در اعمال اين روز آمده است كه
بايد ملت به يكديگر كارت تبريك هديه بدهند و ايضآ گل. از ديگر اعمالش آمده است كه در اين روز حتمآ دوستان بايد وقتشونو با يكديگر بگذرونند و در
واقع عشقولانه در كنند. اما مواظب باشند كه آنها فقط دوستند از حدش بيرون نروند و به همین امر کفایت کنند که بقیه برای وقتی دیگر است و البته روزی با نام دیگر.
+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت
18:54 |
مشايي و صندوقي كه زود خالي شد
روز گذشته مدير عامل جديد صندوق احيا و بهرهبرداري از ابنيه
تاريخي از سوي حميد بقايي، رئيس جديد سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ايران
معرفي شد. اين خبر كه مانند بسياري ديگر از خبرهاي حوزه ميراث فرهنگي و
گردشگري بعد از رياست حميد بقايي تنها از كانال يك خبرگزاري به بيرون درز
پيدا كرد نيازمند بررسي از سوي مقامات ذيربط است.
بسياري از كارشناسان حوزه ميراث فرهنگي معتقدند كه اصولا صندوق احيا و
بهرهبرداري از ابنيه تاريخي با انديشهاي غلط شكل گرفته است. اصرار بيش
از حدي كه اسفنديار رحيممشايي، رئيس پيشين سازمان ميراث فرهنگي بر تاسيس
موسسهاي غيرانتفاعي اما وابسته به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري داشت
باعث شد تا اين صندوق با اين هويت شكل گيرد. صندوق ياد شده در واقع
مؤسسهاي است دولتي كه بايد نقش خود را به عنوان حلقه واسط بخش خصوصي و
دولتي ايفا كند.
+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت
13:40 |
نرگس خله
سر كوچه قبلي مون كه الان ديگه اصلآ كوچه اي نيست اونجا ،
يه امامزاده بود كه بهش مي گفتن سيد ملك خاتون.
يعني امامزاده امامزاده هم نبود
اونطوري ها اما خب مي گفتن شفا مي ده و از اين چيز ميزا.يه گوشه اي داشت كه شمع
روشن مي كردن و يه گوشه ديگه كه دختر پسراي دم بخت مي نشستند هي به هم نگاه مي كردن شايد امامزاده
يه كاري بكنه. كه امامزاده هم آخرش كاري نمي كرد و هي ملت فرت و فرت شمع روشن مي
كردن و آخرش هم جعفر شمعي به واسطه پول شمع ها يه زير پله خريد و جيگركي زد و ديگه
نه كسي اومد شمع روشن كنه و تازه رونق ازدواج هاي محلمون هم بيشتر شد.
همه اينارو بافتم و بافتم تا برات بگم كه اين روزا مثل
حسم مي دوني چه جوريه. دقيقآ شدم حال و هواي ابولفضل توپول اون روزاي اون
محلمون كه عاشق نرگس دختر ديوار به ديوار ما شده بود . بيچاره اي كه اصلا و اصلآ
هم نمي تونست دل بكنه از جيگركي جعفر شمعي كه ديگه نه شمع مي فروخت و نه حال و حوصله عشقولانه هاي يه مشت جوون بي نوا رو داشت.
گير كرده بود بين زمين و آسمون و من هم.
تو رو نمي دونم. اما اين روزا اينجوري شدم . يه حس
احمقانه بين ندونم كاري هاي خودم و ديگران.
خدا به خير كنه...(زير لب بگو آمين.)
اما راستي يه چيزيو بهت نگفتم.ابولفضل توپول محل ما چون
چاق بود هيچكس دوستش نداشت حتي نرگس همسايه ما كه مادرش صداش مي زد نرگس خله
وفقط يه سال رفته بود مدرسه تا بتونه تو
يه برگه بنويسه اسم من نرگسه و اونو به ابولفضل بيچاره بده.
+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در شنبه دهم مرداد 1388 و ساعت
13:10 |
راز شيشههاي اسيدي كاخ قجر
كاخ گلستان اين روزها سنش زياد شده است. بند بند اين كاخ
حرف دارد براي گفتن. اصلا جان ميدهد براي قدم زدن در تالارهايش و لابد عبرت گرفتن
از سرنوشت آدمهايش.
اين روزها بعيد است توري تهرانگردي از سوي شهرداري تهران
كه انگار متولي گردشگري شده است به جاي ميراث فرهنگي برگزار شود و اتوبوسها فوج
فوج آدم آدم را نياورند كه تنها چند دقيقه از اين بناي تاريخي ديدن كنند.