تبليغاتX
نارون

ويلا رو به دماوند، سوئيت نوك قله


سال پيش همان‌هايي كه قدم رنجه فرموده بودند تا به سينه گاه دماوند بروند تا اين ديو سفيد را ملي اعلام كنند، قول دادند كه دماوند را ثبت جهاني كنند، هيجان آن ابهت عظيم كه سينه همه را گرفت، همگي عكس گرفتند و خوشحال به خانه برگشتند.مسوولان محلي و غير محلي كه به خانه بازگشتند نكته‌اي در گوشه‌اي از گستره‌اين غرور ايراني پنهان ماند كه شايد بعد از نزديك به يك سال اين روزها سر باز كرده است.

معاملات املاكي‌هاي دماوندي كه ‌اين سال‌ها سنجاق شده‌اند به نوك قله، اين روزها ويلاي دو لوكس با دورنماي قله يا بهتر بگوييم با توجه به نزديكي بيش از حد ويلاها به دماوند، خانه‌هايي با نماي نزديك به قله مي‌فروشند و هيچ ارگان يا نهادي نمي‌تواند به ‌ايشان بگويد بالاي چشمتان آيا ابرويي هم روييده است و يا خير؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و ساعت 16:24 |

لطفآ به كسي برنخورد

 حوزه  هنرهاي تجسمي  مانند بسياري ديگر از رشته هاي مرتبط با هنر معاصر در كشورمان دوران شكوفايي خود را سپري مي كند. جواني  است كه پا به پا همراهش بود و البته هم صدايش. اين امر به بسياري از علوم ديگر نيز بر مي گردد.با آنكه جوان هستند  و بايد از آن سراغ خامي گرفت اما در بسياري موارد پخته اند و جلودار. اما اين روزها اوضاع كمي فرق كرده زيرا در بسياري موارد هنر ، فرهنگ و دانش جوان ايراني با هنرمند و دانشمند جوانش شناخته نمي شود. مي خواهيد به يك داستان واقعي گوش كنيد؟ همين چند سال پيش بود  كه ماجراي فروش عكس هاي يك دانشجوي عكاسي توسط  استاد عكاسي اش ،  البته به نام نامي آن استاد و كسب اعتبار مالي و غير مالي براي آقاي استاد  در بسياري از محافل هنري كلمه افسوس را به همراه آورد. استاد آثار شاگردش را به بهانه اينكه ضعيف هستند رد كرده بود و چندي بعد ترش آنها را به نام خود به فروش رسانده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در جمعه بیست و ششم تیر 1388 و ساعت 17:48 |

سازه‌هاي آبي شوشتر جهاني مي‌ماند؟


  آب نزد ايرانيان باستان همواره امري مقدس بوده است. به دست آوردنش و همچنين نگهداري‌اش. ببينيد كه چگونه آن روز....قنات و كاريز مي‌ساختند براي آن كه آب به دست بياورند و هدايتش كنند به مسيري كه بايد برود.

ايرانيان باستان را همواره مهندسين صنايع و سازه‌هاي آبي در جهان مي‌دانستند. اصلا ايرانيان را مخترعان قنات در دنيا مي‌دانند. هر كس هم شبهه‌اي دارد مي‌تواند به كشورمان بيايد و سراغ از قنات‌هايي در دل كوير ايران بگيرد كه ريشه در تاريخ دارند. همين سال گذشته بود كه سندي ديگر از همين افتخار ايرانيان در جزيره خارك به دست آمد. كتيبه‌اي كه بر روي آن فرمان پادشاهي بود براي حفر قناتي در دل جزيره‌اي كه آب در آنجا حكم كيميا داشته است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 22:37 |

جايزه هم، جايزه‌هاي قديم

قديم‌ترها يعني اوايل دهه 60، بچه‌دبستاني‌هاي مدرسه زهرا اسدي در خيابان نفيس تهران عزاي كامل داشتند وقتي قرار بود به خاطر شاگرد نمونه شدنشان جايزه بگيرند. براي چه؟ معلم مهربان آن دوران روز قبل از جايزه گرفتن، به مادر مهربان‌تر كودك مي‌گفت كه فرزندت شاگرد اول يا دوم يا مطمئنا سوم شده است و بايد برايش جايزه بخري. مادر مهربان نيز به تناسب نياز خانه وسيله‌اي مي‌خريد كه فردا به كار خانواده بيايد و البته از نگاهي  به كار خود كودك.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 15:4 |

بازگشت از بوركينافاسوي مركزي

 زماني پيشتر يك مقام مسوول در حوزه گردشگري ايران در جلسه‌اي با حضور خبرنگاران درخصوص زيبايي‌هاي ايران گفت: در ايران جايي وجود دارد كه در لحظه واحد در سمت راست خود مي‌توانيد گل‌هاي شقايق باز شده را ببينيد و در سمت چپ ايضا‌ با نگاهي كوتاه دريايي خروشان و ساحل مرجاني‌اش را.

او براي اين‌ كه همه حاضران و حتي غايبان اين جلسه را غافلگير كند، ادامه داد: اما نمي‌دانيد كه در همان لحظه شما مي‌توانيد به روبه‌روي خويش نگاه كنيد كه بياباني لم يزرع است و جان مي‌دهد براي گردشگري بيابان. او سخنانش را قطع نكرد و در ادامه هنگامي كه مي‌خواست انگار همه را از غافلگيري به حد مرگ بكشاند، گفت: همه اينها چيزي نيست در مقابل اين‌ كه در همان لحظه واحد شما مي‌توانيد پشت سرتان زمين‌هاي پوشيده از برف را نيز ملاحظه كنيد. او اما براي اين‌ كه مخاطبان متعجب خويش را كمي توجيه كند، ادامه داد كه هر كس مي‌خواهد، مي‌تواند بيايد و اين مكان از ايران را از نزديك ببيند


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در جمعه پنجم تیر 1388 و ساعت 15:1 |

نوشابه‌ها هيچوقت رنگي نمي‌شوند


فوتبال دقيقا يك شيشه نوشابه گازدار است. نه از اين رژيمي‌ها. از همان‌هايي كه پسي مي‌كند و براي لحظاتي حس خوبي به تو مي‌دهد و بعد ديگر هيچ. دقيقا حسي آني كه تمام مي‌شود. تا به حال به رابطه فوتبال و نوشابه‌ها فكر كرده‌ايد كه چرا هميشه در كنار زمين‌هاي سبز نوشابه‌ها و امثالهم كه شادي‌هاي زودگذر مي‌دهند را تبليغ مي‌كنند؟

بازي فوتبال براي همه آنهايي كه كمي به امر آگهي‌هاي بازرگاني آشنايي دارند يك فرصت استثنايي به شمار مي‌رود. يك مستطيل سبز و ميليون‌هاي چشم حريص كه زل مي‌زنند در چشمان جعبه جادو. همه چيز مهياست. فقط كافي است جرقه را بزنيد تا انبوه اطلاعات زوددفع! را راهي مغز بيچاره مخاطب كنيد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت 23:6 |