بيچاره موزههاي انباري
بيچاره موزه. موزه كه گناهي نكرده است كه مخاطب ندارد يا شايد هم دارد ولي آنقدر اين نام گمشده ذهن بيچاره مخاطب است كه مثلا براي بازديد از موزه ملي تخمه و چيپس ميبرند تا قرچقرچكنان به حمورابي نگاه كنند و لابد پوست موز هم بيندازند زير پاي سرباز اشكاني كه شايد زمين هم بخورد.
تكراري است كه بگوييم حافظه تاريخي ما ايرانيان چندان هم خوب نيست، اما حداقل بايد چند سال اخير را كه يادمان باشد. درست همين سالهايي كه خبر سرقت از موزههاي كشور مثل نقل و نبات چاپ ميشود در صفحات حوادث و غيرحوادث و هيچكس هم ككش نميگزد كه آخر چرا وقتي جايي براي نگهداري آثار موزهاي نداريم اصلا آنها را چرا از زير خاك بيرون ميآوريد كه جايي براي نگهداريش نداشته باشيد يا چندي بعدترش آنها را اصلا بدزدند.
ادامه مطلب


