
من و مامان و امرسان....عجب روز خوبی داریم
جای خالی مرد همیشه در حاشیه تمام دیالوگ های روزمره ایرانیان گم می شود.لابد مرد ماشینی است که آسودگی را برای خانه همیشه زنانه ایشان به همراه می آورد...باید یخچال بود تا این موضوع را فهمید.

من و مامان و امرسان....عجب روز خوبی داریم
جای خالی مرد همیشه در حاشیه تمام دیالوگ های روزمره ایرانیان گم می شود.لابد مرد ماشینی است که آسودگی را برای خانه همیشه زنانه ایشان به همراه می آورد...باید یخچال بود تا این موضوع را فهمید.
شیوه همه مادرانم...
امروز در همایش گنجینه های فراوش شده هنر ایرانی مهناز چتر فیروزه را دیدم.از امروز او هم به جمع دوستان متفاوت لینک های گوشه صفحه اضافه شد.اما چند وقتی است که کتاب به شیوه همه مادرانم که مجموعه ای از دل نوشته های اوست به همت اردشیر رستمی عزیز تصویر سازی شده و راهی بازار کتاب شده است.
بخواهی ـ
زندگی می کنم
این هم یکی از دل نوشته های این کتاب که او در آخرین پست وبلاگش حرفهای جالبی در مورد آن زده است

اولين بار كه عاشق شدم /5 سالم بود و معشوقه من همسر چاق آقاي همسايه امان/كه دست هايش هميشه بوي /سبزي هاي پاك كرده و نكرده/ نهار روز قبل ترش را مي داد/
شش ساله كه شدم /كوچه هاي كودكي من دومين بار را آنچنان عاشق شد /كه دختر همسايه امان به من /هجي كردن كلمه جدايي را آموخت/
هنوز هفت سال را تمام نكرده ام / مي دانم براي سومين عاشقي هنوز زيادی كودكم...
ساتیار گفت برای این عکس تنها یک پاراگراف شرح بنویس...
خبرنگاراني براي هميشه
سلام مهدي... سلام ابراهيم... سلام عليرضا... سلام حميدرضا.
تمام آقايان خبرنگار پروازC130... سلام.
امروز دومين سالگرد تولد شماست. به خدا زبانم نمي گردد که بگويم دومين سالگرد رفتنتان ، عروجتان و از اين حرفها تا ثابت کنم که هنوز در ميانمان هستيد. پس تولدتان مبارک. لطفا شمع هاي دومين سال تولدتان را با افتخار خاموش کنيد تا من هم يقين داشته باشم که اکنون در تحريريه و در کنارمان مشغول خبر نوشتن هستيد.
مطمئن هستم که متولد شديد پس بيهوده بهانه نياوريد، چون تيتر يک امروز تمام روزنامه ها خبري از شما دارد. جالب است.. نه؟ خبرنگار روزي خود خبر شود.
دو سال که مي گذرد تازه زير پوستمان حس مي کنيم که ناگهان چه زود دير شده است.... خدا نکند که روزي فراموشتان کنيم که فراموشي بد دردي است. دردي که اين روزها عادت هر روزه مان شده ، خودمان را به آن راه مي زنيم و برايتان بزرگداشت مي گيريم وگرنه مي دانيم که خبرنگار يعني همين سوختن و دم بر نياوردن حتي اگر هواپيمايي نباشد و پروازي ديگر. دو سال براي ياد آوري هيچ و فراموش کردن همه چيز زياد نيست اين راهم باور کنيد.
آقايان خبرنگار پرواز C130... باور دارم دو سال پيشتر که با پروازي سياه ، خبر نخست تمام رسانه ها را دربست به خود اختصاص داديد امروز را به نظاره نشسته بوديد، اصلا خبرنگاري يعني همين. سالها همه را به مقصد رساندن و خود به مقصد نرسيدن. درست مثل پرواز C130.
علاقه عجيب قطارها به آثار ملي
هنوز گرد و غبار ناشي از امعاء و احشائ دل اندرون قطار شهري اصفهان به طور کامل از تن چهارباغ عباسي اين شهر زدوده نشده که اين بار نوبت تئاتر شهر تهران رسيده تا علاقه عجيب موجودي مدرن به نام قطار دگرباره به يک اثر ملي در تهران ، نقل محافل و مجامع خبري و غيرخبري شود.
اول: يک پرسش ؛ آيا مظاهر دنياي مدرن نبايد در حاشيه آثار تاريخي همان دنياي مدرن تعبيه شوند تا مجالي تازه براي آشنايي دوستداران ميراث فرهنگي با اين مقوله را فراهم آورند. پاسخ اين پرسش غير از يک آري بزرگ ، هر چه باشد، بحق به اشتباه رفته ايم و دوباره ماجراي تلفيق سنت و مدرنيته به ميان خواهد آمد و از اين قبيل که سنت براي معرفي شدن نياز به ابزار امروزي دارد.
برای دیدن بقیه مطلب بر روی ادامه کلیک کنید
2 سال انتظار براي حل يک معما
در طول 2 سال گذشته ، وقتي پرونده ثبت جهاني نوروز و تعزيه در فهرست يونسکو به ثبت نرسيد و بسياري آه حسرت از سينه به در کردند که چه موقعيت جهاني را از دست داديم ، هيچ کس انتظار نداشت که در حاشيه اين اتفاقات يک اشتباه اداري باعث شده باشد که ايران از حضور يک ميراث غيرملموس خويش در فهرست جهاني جا بماند.
آن روزها وقتي اخبار در گوشي اين غفلت در ميان دوستداران ميراث ايراني پيچيد، نکته اي از همه بيشتر همه را به تامل وامي داشت: غفلت در زمان ارسال پرونده و ماندن پرونده نوروز و تعزيه در پستخانه مبدا و مقصد و از سويي همکاري نکردن سفارتخانه کشورمان در کشور مقصد در دريافت بموقع اين پرونده ، همه و همه اخبار تاييدنشده اي بودند تا تاييد کنند که پرونده ميراث معنوي تعزيه و نوروز به مقصد نرسيده از ثبت جهاني يونسکو باز مانده است.
برای دیدن بقیه مطلب بر روی ادامه کلیک کنید
به نظرم شغل قشنگی دارم....
چون بقول سازمان جهانی مطبوعات یا وان بیش از 100 خبرنگار در سال 2007 کشته شده اند. بر همین اساس 106 خبرنگار در 28 کشور مختلف کشته شده اند. در عراق 45 خبرنگار درانجام وظیفه کشته شده اند که تعداد آنان را به 150 نفر در این جنگ می رساند. این گزارش می گوید که تعداد خبرنگارانی که در سال 2007 کشته شده اند ، به 110 نفر که در سال 2006 کشته شده اند می رسد..
با این اوصاف چرا تصمیم نگرفتم که شرکت پلاستیک فروشی بزنم و ماشین های پلاستیکی با سر میکی موس برای بچه ها درست کنم خدا میداند و بس