
يادم مي آيد چند سال پيشتر و دوران نوجوانی که به ظن خود رفته بوديم به دفتر رسيدگي به امور مساجد که از روحاني مسجد محل که پول انتشار نشريه هفتگي امان را به راحتي بالا کشيده بود و به قول خودش خرج ساخت مناره اي براي مسجد کرده بود عارض شويم...آقاي... (که نميخواهم اسمش را ببرم) گفت عزيزان برويد و تنها دعا کنيد که خدواند اين بنده صالح را زودتر به ديدار خويش فرا خواند که از دست ما کاری بر نمی آید و الخ .....در هر صورت ما دعا نکرديم و از آن زمان هر آخوند شبیه حاج آقا مناره ساز محله امان را ديديم گفتيم حتمآ مخالف رسانه است و دست به جیب محکم از کنارش زود گذشتیم....این روزها وقتی وبلاگ محمد علی ابطحی را می خوانم بک جورایی خوشم می آید از اینکه حس ایجاد رابطه ای متفاوت با مخاطبان دیگر دغدغه بسیاری و از جمله محمد علی ابطحی حداقل به عنوان یک روحانی متفاوت شده است..البته واضح نمی دانم که ابطحی امروز چه تفاوت های با ابطحی مثلآ همان سالهایی که ما می خواستیم از آخوند نه چندان رسانه ای محله امان که پولمان را مناره ساخته بود عارض شویم دارد اما همینکه این روزها می بینم که این رسانه مجازی و مخاطب گیری این چنین نیز در میان قشر روحانی که روزگاری رسانه اشان و دایره مخاطبانشان تنها به منبر و پا منبری خلاصه می شد جایی برای خودش باز کرده خوشحال می شوم. حتی از این نیز خوشحال می شوم که می شنوم دانشکده تربیت خبرنگار حوزه علیمه قم نیز به راه افتاده و حتی اینکه قرار است خبرنگاران روحانی نیز تا چندی دیگر به فعالیت مشغول شوند.اصلآ شاید این موضوع بتواند خودش دلیلی برای انجام یک تحقیق علمی باشد تا بیشتر بدانیم که حضور قشر روحانیت در رسانه های مکتوب آز مثلآ عهد صفوی تا کنون چقدر بوده است..روزگاری چهره رسانه ای روحانیون در مطبوعات و رسانه ها در تک چهره هایی مثل زم و زائری خلاصه می شد و در هر صورت بازهم نمی دانم ابطحی روحانی این روزها از بلاگر شدن به دنبال چه می گردد اما وقتی لیست دوستان وی را در سایت دوست یابی کلوب دات کام می بینم به خودم حق میدهم که حتمآ دارد اتفاقاتی می افتد.
خدا پدرتو بیامرزه فرانک میلر...

می دانید این روزها از هرچی مخالف ایرانی نمایش فیلم 300 یک جوریم می شود...اینکه می گویم یک جوری شما می توانید آن را با احساسی همسنگ با تهوع یا یک چیزی تو مایه های همین مقایسه کنید..نه اشتباه نکنید من به هیچ وجه قصد بی ادبی به هیچ کس را ندارم که بسیاری از نزدیکان و دوستان خودم نیز از این دسته اند و شاید حتی این مطلب باعث شود که نظر بسیاری را نسبت به خوم تغییر دهم اما چه فرقی می کند...بله من از مخالفان نمایش این فیلم حالم بد می شه.می دانید چرا؟ الان برایتان می گویم...مقوله میراث فرهنگی در ایران شده است یک مسئله فانتزی و فقط و فقط مجالی برای عرض اندام که بله ما هم ایرانی هستیم...رفتار های ایرانی ما در برخورد با مسائل هویتی ملی ایرانی امان همیشه حالت تدافعی داشته و همه زمان ما به دنبال دشمنی برای دشمنی کردن می گشتیم و در این میان هم کماکان به دنبال ابراز انزجار و یا محکوم کردن.
خوب کمی واقع بین باشیم زمانی که فیلم 300 که در سطح فیلم های درجه دو و یا حی 3 هالیوود نیز ارزیابی هم نمی شود هنوز اکران نشده بود و آقایان وزارتی همه به دنبال اما و اگر در ممیزی های فیلم های داخلی بودند آیا در همین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کسی حق داشت که به عنوان مثال تصویری واقع گرایانه و یا حتی هویتی از خشایار شاه بیچاره ارایه کند ..اصلا خشایار بماند از او نه حتی کسی می توانست از هنر آن زمان در قالب یک فیلم با بودجه وزارتی اثری تولید کند.
می دانید بسیاری از آقایان وزارتی که امروز این چنین در مورد اهانت به هویت ایرانی در فیلم 300 می تازند تا چندی پیشتر به صورت ضمنی در سخنرانی های خود خواستار احیا هویتی متفاوت از هویت ایرانی برای ایرانیان امروز شده بودند.(هرکس خواست به طور خصوصی متن این سخنرانی ها را در اختیارش می گذارم) پس سبب چیست که امروز یک فیلم درجه چند هالیوودی که حتی با رندی برای تحت شعاع قرار دادن قسمتی از تاریخ ایران تهیه شده است چرا باید بسیاری را که تاکنون دغدغه اصلی اشان چیز دیگری بوده بر آشوبد...اصلآ بیایید این موضوع را به دوره خاص وبه افراد خاص عطف ندهیم.....از مسئولان هم نمی گویم که مبادا پر چیزی ما را بگیرد بیاییم از خودمان شروع کنیم ...ما که امروز در مورد این فیلم درجه چند اینقدر حساس شده ایم چه قدر در مورد همین آقا خشایار شاه بیچاره که هنر یک دوره مهمی از تاریخ کشورمان مدیون او و نوادگانش هست اطلاعات داریم...اصلآ تا حالا سعی کردیم که میشه برای فرزندانمان اسامی اصیل ایرانی انتخاب کنیم...و شاید حتی بشه اسم یکی از بچه هایمان خشایار باشه .
یا نه خشایار باید اسم مرد معتادی در یک سریال قدیمی پس از انقلاب باشد و یا خشایار باید نام دلقک زشت رویی در سریال طنز باشد..اما خوب ما اگر هیچ چیز را ندانیم این را خوب می دانیم که به هر حال ما باید مخالفت کنیم آنها می خواهند هویت ما را نابود کنند و لابد بی خبر از اینکه خود هویت خود را بیشتر نابود کرده ایم تا ایشان.
می دانید یک حقیقت تلخ این است که بسیاری از مردمان کشورهای دنیا ما ایرانی ها را عرب می دانند .واقعآ ما عرب هستیم...رفتار و حرکات هر یک از انسان ها هویت ایشان را مشخص می کنند نوع لباس پوشیدن..حرف زدن ..و بسیاری موارد دیگر چه قدر به فکر پوشش ایرانی در ظاهرمان بودیم...آیا اگر امروز کسی از لغات ایرانی اصیل برای بیان منظور خود استفاده کند بی شک به او نمی خندیم.
.در پایان می خواهم از تمامی مخالفان نمایش این فیلم یک سئوال را بپرسم که شما چه قدر ایرانی هستید که حالا در مقام اعتراض به هویت خویش فغان به آسمان برده اید.
می دانید وقتی این سئوال از خودم می پرسم شرمگین می شوم...زیرا من هم از ایده آل های گفته شده مقداری دور هستم اما فقط می توانم بگویم که من از مخالفان نمایش این فیلم نبودم. زیرا شاید حداقل با نمایش این فیلم بسیاری حداقل به این نکته پی ببرند که در تاریخ باستان ایران پادشاهی به نام خشایار شاه نیز وجود داشته است. حتی یکی از مدیران ارشادی که چند روز پیشر از من پرسیده بود که این خشایاره حالا کی هستش که اینقدر جنجال کرده...


