شباهت «یو ان دبیلیو تی او» و جبرنگاران! گورنالیست! با مامان گوجه
توضیح: (تیتر ترین تیتر زندگی ام ا!!!)
مادربزرگی فرزانه داشتم که هم اکنون با خاک های گورستانی ساکت در گوشه ای از این دنیای شلوغ به رتق و فتق امور اخروی خویش مشغول است و نه امور دنیوی اش. «مامان گوجه» که نام مستعارش را از تمایل زیاد به خوردن گوجه فرنگی گرفته بود - (هیچ کس نمی دانست برای چه و چرا او اینقدر به این میوه اجنبی نام و اجنبی سرشت علاقه دارد) - همیشه بجای ادای تلفظ واقعی کلماتی تازه و آشنا به عمد و یا غیر عمد( این یکی را خدا می داند و بس) کلمات را نادرست ادا می کرد. انگار او منتظر بود تا دیگری به او بگوید :مامان گوجه موبال غلط است بگو موبایل یا حتی او برخی اوقات پا را فراتر می گذاشت و کلمات را از بیخ و بن غلط می گفت تا ....
بگذریم این روزها کنفرانسی در تهران ایرانیان برگزار شد که نامی خارجی را یدک می کشیدunwto)).
این کنفرانس امروز پایان می یابد تا عنوان سنگینی که حتی یک مقام مسئول که چندی پیشتر در گفتگویی تلویزیونی آنرا به اشتباه توضیح داد نیز برای همیشه از ایران رخت بر بندد و همه بفهمند که «یو ان دبلیو تی او» آنقدر برای برای ما جماعت ایرانیان آشنا است که به عنوان مثال استفاده از پودر نظافت (البته از نوع ایرانی اش) برای یک مدل فشن(بر وزن خشن) که در نیویورک زندگی می کند...
جدا از تمامی مسائل حاشیه و غیر حاشیه ای این کنفرانس که در جای خود بحث مفصلی را می طلبد(*) از سویی دیگر به خبرنگاران حضور یافته در این همایش که برای پوشش خبری آن آمده بودند نیز علاوه بر یک وعده غذای گرم (*)کارتی را برای حضور در این همایش دادند که روی آن عنوان gournalist درج شده بود...
وقتی روز گذشته این کارت را دیدم بی هیچ مقدمه ای به یاد مرحومه مغفوره خلد آشیان مامان گوجه افتادم، باید گفت گورنالیست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در مقابل ژورنالیست دنیای خبر آنقدر تفاوت دارد که مثلآ نوع نگاه ما به همان پودر نظافت کذایی و آن خانم مدل به آن.
جالب تر آنکه شاید در این کنفرانس بین المللی!! ما این کارت رابه آن دلیل بر سینه خبرنگارانی چسباندیم -جبرنگارانی- تا به نوعی جلوه بین المللی بودن همایشمان را داد بزنیم.
تازه بامزه تر از آن هم اینکه بسیاری از خبرنگاران( ببخشید جبرنگاران) نیز از این شاهکار صنایع دستی از نوع ایرانی آن با خبر نشدند و کارت بر سینه به دنبال میهمانان خارجی در مرکز همایش های بین المللی صدا و سیما دویند و هی داد زدند: کن آی اسپیک ویت یو مستر؟ و سپس دانه های ریز عرق را در حالی ازپیشانی می گرفتند که آقای مستر با خنده به ایشان می گفت: آر یو گورنالیست؟
در هر حال می توانم بگویم که مامان گوجه و سازمان میراث فرهنگی یک شباهت انکار ناپذیر دارند...هر دویشان کلمات را اشتباه ادا می کنند تا همه بخندند و سپس سری را به نشانه تاسف تکان دهند...
*(۱) توضیح : اینجا باید ویرگول نگاشته می شد که این بلاگ فا ذلیل شده انگار ویرگولهایش را موریانه خورده در هرصورت شما محتویات داخل این پرانتز را ویرگول تصور کنید
+ نوشته شده توسط مهدی نورعلیشاهی در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت
14:10 |